محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1471
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
شاه نگاشته باليوز بصره و بعضى از اعيان انگليس را حامل نامه و مأمور به عذرخواهى كامل از اين قتل غيرعمد نمود . و چون در اوّل اين سال موكب خاقانى تشريففرماى چمن سلطانيه گرديده بود مأمورين حكومت هندوستان در اين محلّ به حضور موهبت ظهور پادشاهى مشرّف شدند و مراتب را معروض داشتند و از آنجا كه معيّن و ثابت بود كه اين قتل عمدا نبوده عذر مأمورين پذيرفته شد و به رهائى محبوسين اشارت فرمودند ، و محمّد نبى خان خواهرزادهء سفير مقتول را به جاى او مأمور كردند و مبالغى خونبها به محمّد اسمعيل خان پسر حاجى خليل خان داده شد ، و محمّد نبى خان بعد از معاودت از سفارت هندوستان به وزارت نواب حسنعلى ميرزا فرمانفرماى فارس مباهى گرديد - هم در اين سال محمّد خان قوانلوى قاجار بيگلربيگى ايروان كه به اغواى جعفر قلى خان دنبلى و كلبعلى خان نخجوانى با سيسيانف سردار روس سازش داشت از حركت و توجّه اردوى حضرت مستطاب نايب السلطنه وليعهد دولت عليّه به طرف ايروان خبردار شده سردار روس را به ايروان خواند و ايلات حوالى ايروان را كوچانيده بعضى را به قلعه آورد و برخى را روانهء قارص و وان و بايزيد كرد . حضرت معظّم ايلغار كرده در كنار رود زنگى واقع در نيم فرسنگى ايروان نزول فرمودند ، و مهديقلى خان دولّو را با ششهزار سوار به خاك عثمانى فرستاده كه ايلات كوچيده را بازآرد ، و مشار اليه ايل كنگرلو و قاجار را بازآورد . و سردار روس كه بر وفق دعوت محمّد خان با بيست هزار سوار و سى عرّاده توپ به ايروان مىرفت در عرض راه به مهديقلى خان و ايلات مزبوره برخورد و در اين تلاقى زد و خوردى كرده مهديقلى خان به اردوى حضرت نايب السلطنه پيوست و سردار روس نيز در چهارشنبه هيجدهم ربيع الاول به حوالى اوچ كليسا سه فرسنگى ايروان رسيده جمعى از لشكريان روس عزم ورود به شهر نمودند ، جزايرچيان قلعه آنها را دفع كردند . روز بعد حضرت مستطاب نايب السلطنه محافظت اردو و سنگر را به عهدهء ميرزا محمد شفيع صدراعظم و احمد خان مقدّم موكول داشته و دستهجات لشكر با توپخانه روانهء اوچ كليسا شد ، و سه روز در اينجا نايرهء قتال بين فئتين اشتعال داشت . سردار روس مصمّم تسخير ايروان گرديد و در اين حال محمد خان بيگلربيگى از معاهده و سازش با سردار روس پشيمان شد